با من غریبی نکن

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال

به یه جایی رسیدیم
وقتی باهات حرف میزدم انگار بالای سن دارم برای صدها نفر ادم سخنرانی میکنم
پر از استرس.پر از دقت.پر از خالی نشدن و کم بودن انتن برا دریافت سیگنال های عشقت.
یادم میرفت بخندم در همان لحظه ک خنده های قشنگت میخکوبم میکرد
یادم میرفت سریع جواب حرفهایت را بدهم تا ببینی ازت کم نمیارم
 یادم میرفت این بین گاهی دست ب سینه با چشمای ریز شده نگاهت کنم،تا بدونی وقت ناز کشیدن و تسلیم شدن است
و دلم نمیخاست وقتی اذیتم میکردی، ناراحتی نشانت بدهم تا فورا قربان صدقه ام بروی،
بجایش کلی ناراحت میشدم و اصلا شوخی هایت را درک نمیکردم
شدیدا دور شدن میخاستم،دست برداشتن ازین عاشقی! انگار دیگر یکی نبودیم
 مگر میشد اینطور ادامه داد؟
دقیقا بین اون همه سردرگمی و غریبی بود ک گفتی
-با من غریبی نکن!
خندیدم
از جایم بلند شدم تا اون درخت نزدیک دویدم و برگشتم و هی خندیدم
بالا پریدم و خندیدم
و کلی خندیدم ب خودم
که باز چجوری اینقدر ب موقع منو فهمیدی
و چجوری با یک جمله تمام کردی همه ی تنهایی های دنیایم را.
دست برداشتم از غریبی کردن
دست برداشتم از فاصله گرفتن
و انقدر بهت نزدیک شدم
تا باز
یکی شدیم.

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها